بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَٰذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِيلًا وَ عَيْنًا حَتَّىٰ تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا. اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَيْرَهُ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ.
از جمله مباحثی که این روزها باید وارد حوزه شود و مورد بحث قرار بگیرد، ابزارهای بورس است. یعنی انواع قراردادها و معاملاتی که در خود بورس انجام میشود، اینها را مورد بحث قرار دهیم تا ببینیم که از جهت فقهی، تا چه اندازه میتوان به اینها شرعیت داد و آنها را امضا کرد و اگر تغییراتی لازم است، با مختصر تغییراتی که موافق قواعد شرعی شود، اینها را تکمیل و مطرح و عرضه کنیم.
مباحثی که میتواند اینجا مورد بحث قرار بگیرد، در بورس زیاد هستند. در بورس مباحث زیادی مطرح شده است. اکنون یک قسمت را که بنده خودم در آنجا چون در کارگروه فقه هستم، مقداری از مباحث آنجا را که در این چند سالی که حضور داشتم و شرکت کردم، برخی از آنها را مطرح میکنیم؛ مانند سواپ، اوراق آلایندگی، صکوک اهرمی تملیکی، اوراق منفعت با حداقل سود، رسید برگ قابل معاوضه، گواهی انرژی تجدیدپذیر، اوراق مرابحه با سود شناور، بازخرید اوراق مرابحه قبل از سررسید یا اوراق مرابحه برای تأمین مالی کارفرما و مباحث زیاد دیگری. اینها نمونههایی است که عرض کردم. اینها را میتوان مورد بحث قرار داد تا ببینیم از جهت موضوعی اینها چه هستند، هرکدامشان و بعداً آیا به آن شکلی که اکنون اجرا میشود، با قواعد شرعی موافق است یا موافق نیست؟ اینها باید مورد بحث قرار بگیرند.
یکی از این ابحاث را که امروز مطرح میکنیم و به طرح آن میپردازیم، بحث سواپ است. سواپ چیست؟ ابتدا معنای لغوی آن را مطرح میکنم، سپس معنای اصطلاحی آن و بعد اقسام متعلقش را؛ این نحو معاوضه، اقسام متعلق این نحو معاوضه را و بعداً خود اقسام سواپ را. این را تا حدی اشاره میکنم که معلوم شود از جهت موضوعی با چه چیزی میخواهیم بحث کنیم. سپس مطرح میکنیم که این سواپ که انواعی دارد، ما کدام نوع آن را اکنون میخواهیم مورد بحث قرار دهیم؟ زیرا هرکدام از اینها خصوصیاتی، اقسامی و احکامی جداگانه دارد. نمیتوان یک کاسه کرد و همه را به عنوان سواپ مطرح کرد. باید جداگانه و یک به یک مطرح کنیم تا مشخص شود.
خب، سواپ در لغت، از جهت لغوی، همانطور که میدانید یک لغت انگلیسی است. چند معنا در لغت دارد:
یک معنای آن به معنای بیرون کردن است. شیئی را از جایی بیرون کنید، به آن سواپ میگویند.
یکی از معانی آن جانشین کردن است. شیئی را نایب مناب دیگری قرار دهید و به جانشین آن قرار دهید، به آن سواپ میگویند.
معنای دیگر آن یک وسیله آزمایشگاهی است که با آن موجودات ریز را منتقل میکنند؛ ریزموجودات را به قول خودشان، مثل باکتریها را منتقل میکنند از جایی به جایی، از یک، عرض میکنم که، از این لوله آزمایشگاهی به آن لوله. این وسیله که با آن منتقل میکنند، این را سواپ مینامند. اسم آن وسیله آزمایشگاهی است که با آن ریزموجودات را، ریزموجودات آزمایشگاهی را منتقل میکنند، مثل باکتریها.
معنای دیگر آن که معنای چهارم است، سواپ یعنی معاوضه، مطلق معاوضه.
معنای پنجمی هم دارد، به معنای معاوضه تهاتری است. تخت زدن در فارسی که اگر بخواهیم آن را ترجمه کنیم، میشود تخت زدن. صد کیلو گندم میدهم، صد کیلو گندم میگیرم یا صد کیلو گندم میدهم، هشتاد کیلو مثلاً نخود میگیرم. این را با آن تخت میزنم، تخت. این را همان معاوضه تهاتری میگویند. به آن سواپ میگویند.
این در لغت انگلیسی این معانی را دارد.
در اصطلاح به معنای مجموعهای از پرداختهاست که با مجموعهای از پرداختهای دیگر معاوضه میشود؛ یعنی عوض قرار دادن مجموعهای از پرداختها در مقابل مجموعه دیگر از پرداختها. این معنا با همان معاوضه تهاتری لغوی بیشتر میسازد و تطبیق میشود؛ همان معناست. آنچه نیز با آن سروکار داریم همین معناست. یعنی با همان، اگر از جهت لغوی این را نگاه کنیم، با همان معاوضه تهاتری کار داریم. این خیلی با هم متناسب است. این در اصطلاح است.
خب، اقسام این از حیث، نمیدانم، نحو معاوضه، اقسام آن از حیث متعلق چه هستند؟ اقسام متعددی دارد از حیث متعلق اگر نگاه کنیم. چون معاوضه تهاتری که صورت میگیرد، ممکن است متعلقش کالا باشد، متعلق این معاوضه. من کالا میدهم، کالا میگیرم. اینطوری است، معاوضه تهاتری هم هست. گاهی نه، الان این کالا که میگویم هم شامل اعیان میشود، هم شامل منافع میشود در اصطلاح اینها. ولو ما که میگوییم بیع را بخواهیم منافع را بیع کنیم، آقا این را تجویز نمیکنند. آنهایی که میگویند بیع عبارت است از تملیک عین به مال، خب منفعت که عین نیست. آنکه هم میگوید مال به مال، باز این مقدار را ولو مال بر منافع هم که مالیت دارند تطبیق میشود، اما نوعاً اینها الان یا به اجماع یا به ادله دیگر این را قبول نکردهاند که منافع مورد بیع قرار بگیرند. همینطور حقوق را هم انکار کردهاند. منفعت را گفتهاند عقد خاصی دارد، شارع آن را تشریع کرده که اجاره است. منفعت را به عقد اجاره تملیک میکند. بیع مال اعیان است. اینطور فهمیدهاند. الان میشود منافع را بیع کرد یا نه، بحثی جدایی است که در جای خودش باید بحث کنیم. اینجا کاری نداریم. فقط میخواهیم بگوییم در معاوضه تهاتری سواپ، اینجا در نظر آنها، که تازه بعداً میخواهیم حکم شرعی آن را بحث کنیم، فرقی نمیکند این مبیع ما بخواهد کالا باشد که خودش شامل اعیان و منافع است، یا بخواهد نه، تعهدها و حقوق باشد. حقوق، تعهد هم که یعنی یک تعهدی داده، متعهد شده فلان کار را بکند. این الان مالیت دارد خود این تعهدش در بازار. اینجا. این را میتواند معاوضه کند، این نحو تعهد را مقابل آن نحو تعهد. لذا در بعضی از تعاریف میبینید که همین تعریف اصطلاحی را که میخواهند برای سواپ بیان کنند، میگویند: «مجموعه پرداختهای آتی در مقابل مجموعهای از پرداختهای دیگر را معاوضه بکنیم». این «آتی» که آنجا آوردهاند، همان معاوضه آتی است. «آتی» اصلش هم معنا دارد، آنجا باز جدا باید بحث شود. ولی معنایی که مورد نظر اینهاست، یعنی تعهدی را مقابل تعهدی بیع میکند. آنها مشکلی ندارند. (آتی یعنی آینده نیست؟) چند معنا دارد، گفتم. اما اینکه در معاملات اینجور گفته میشود، بیشتر مراد این است. تعهدها مقابل تعهدها. همانجا هم که در آتی نگاه کنید معانیاش را که ذکر میکنند، یکیاش همین است. ولی الان مراد بیشتر در بورس این معناست. الان که میگویند معاملات آتی، یعنی تعهدها را مقابل تعهدها میگیرند. الان اینطور است. پس مجموعهای از پرداختها، وقتی میگویند آتی، آتی خودش مقابل مجموعهای از پرداختهای طرف مقابل، این را سواپ میگویند. این برمیگردد به همینکه آمده تعهدها را در واقع معاوضه میکند. اینجا گفتیم فرقی نمیکند. در سواپ، میتواند کالا باشد (اعیان و منافع)، میتواند تعهدها و حقوق و اینجور چیزها باشد و همینطور اگر کالا از اعیان است، میتوانند عوضین ما همجنس باشند (نخود مقابل نخود، نخود و نخود) و میتوانند همجنس نباشند (نخود مقابل لپه) که میدهد. معلوم است؟ اگر خلاصه کالا بود و اعیان بود، میتوانند همجنس باشند، میتوانند همجنس نباشند. از حیث معامله سواپ، فرقی نمیکند. حالا از جهت شرعی چه میشود، آنجا آن را باید بحث کنیم جدا. و همینطور همجنس هم بودند، الان در همین فرض، چه همجنس باشند، چه همجنس نباشند، میتواند مکیل و موزون باشند، میتوانند معدود باشند اصلاً، مکیل و موزون نیستند. مثلاً معدود باشند. (مختلفین هم میتواند باشد؟ مثلاً یکی) بله دیگر. یکی مختلف، یکی معدود، یکی فرض کنید که مکیل یا موزون است. (یکی کالا میدهد، عین میدهد، یکی از طرفش مثلاً حقوقش است.) آن هم میشود. همه اینها میشود. بله، با همه اینها فرقی نمیکند، هی گفتیم. یا فرض کنید در خود اصل سواپ، اینها فرقی نمیکند. یا همراه با زیاده باشد یک طرفش، یک طرفش زیاده ندارد. الان چه همجنس باشند چه نباشند. صد کیلو نخود میدهد، صد و ده کیلو نخود میخواهد بگیرد نسیه مثلاً بعداً، فرض کنید. الان خب اینها هم فرقی نمیکند، هیچ فرقی. ممکن هم هست دو طرفش اصلاً نسیه باشد یا دو طرفش نقد باشد یا یک طرفش نقد و یک طرفش نسیه باشد. اگر دو طرف آن نسیه بود، یعنی دینی است و کلی به کلی میفروشد، در بیع کالی به کالی قرار میگیرد. ما اصطلاحاً به آن میگوییم کالی به کالی. اما اگر دینی از قبل داشته به گردن عمرو، صد تومان از عمرو میخواسته، حسن هم صد تومان از، یا صد و ده تومان از تقی میخواسته، اکنون معاوضه میکنیم آن صد تومانی که به ذمه حسن است، من صد تومانم را که به ذمه فلانی است، با آن صد و ده تومانی که این آقا به ذمه فلانی دارد معاوضه میکنم. هر دو دین هستند، ولی دین سابق بر معامله هستند. از اول دینی به گردن اینها بوده است. الان این دو دین سابق را معاوضه میکنیم. اینجا اگر باشد، میشود بیع الدین بالدین. اما اگر با همین معامله بگوید من صد کیلو گندم به شما کلی میفروشم، مقابل صد و ده تومان، صد و ده کیلو فرض کنید نخود، باز هم کلی، تعیینش نمیکنیم. اگر این باشد، با همین معامله این کلی محقق میشود. از قبل به ذمه کسی نبوده است. این میشود کالی به کالی. اگر هر دو در واقع دین باشند، کلی باشند، اینطوری بگوییم. اما اگر نه، یک طرف آن کلی باشد، یک طرفش نقد باشد، این در صورتی است که مثمن من نقد باشد، الان مثمن را میدهم، پولش را بعداً میخواهم بگیرم، میشود نسیه؛ نقد و بعداً. این الان نقد است مثمن، اما ثمن کلی است بعداً. گاهی هم عکس این است؛ یعنی ثمن من نقد است، مثمن من کلی است که بعداً داده میشود. میشود بیع سلف و سلم. معلوم است؟ اینها اقسام مختلف را همه اینجا میتواند در خود سواپ، فقط آنچه که در آن هست معامله تهاتری است؛ یعنی این را مقابل آن. الان مقابل آن چه باشد، همه اینها را میگیرد، همه این اقسام را. بعد در بعضی از این اقسام، زائد بر اینکه از حیث خود سواپ اگر مشکلی هست، آن را باید بحث کنیم، از حیث این خصوصیت مورد و متعلق، باز مشکلاتی ممکن است درست شود از جهت کالی به کالی بودن، دین به دین بودن، مثلاً به این شکل، یا همجنس بودن با زیاده که میشود معامله ربوی و ربای معاملی پیش بیاید. اگر همجنس هم نباشد با زیاده ولی مکیل و موزون باشد، مثل آقای خوییستانی، بعضیها احتیاط وجوبی میکنند. همجنس نیست، نخود و گندم است، اما باز احتیاط وجوبی میکنند. میگویند ولو همجنس هم نباشد، با زیاده نمیشود مکیل و موزون را فروخت. همه این بحثها میآید. بله؟ اگر آنطور باشد. خلاصه از حیث متعلق اگر بخواهیم سواپ را در نظر بگیریم، اقسام مختلفهای دارد، اینهایی که شمردیم، از حیث متعلق. چنانکه دیدیم، میتوانند کالا باشند، میتوانند کالا یعنی اعیان و منافع، میتواند تعهدها و حقوق باشد. میتواند هم مختلف باشد. میتوانند همجنس باشند، میتوانند همجنس نباشند. اگر همجنس یا غیرهمجنس، میتوانند با زیاده باشند، میتوانند بدون زیاده باشند. هرکدام از اینها که الان گفتیم، میتواند هر دو نقد باشد، میتواند هر دو نسیه باشد، میتواند یک طرف نسیه، یک طرف نقد باشد. (راجع به دیون فرمودید فقط دیون سابقالعقد باشد؟) اگر سابق بر عقد است، میشود بیع دین به دین. اگر نه با خود عقد درست میشود، میشود بیع کالی به کالی. (یعنی مثل بیع کالی به کالی هم هست؟) بله دیگر. من الان میگویم صد کیلو گندم را به شما فروختم در مقابل صد و ده کیلو گندمی که بعداً به من بدهی، سه ماه دیگر به من بدهی، ولی دو تایش کلی است. کلی بودنش با همین معامله، دین شد و به ذمه آمد. از قبل به ذمه کسی نبود. این میشود کالی به کالی در اصطلاح بیشتر. الان بعضیها، بعضی اطلاقات را میبینید کالی به کالی گفتهاند، بر دین به دین هم اطلاق کردهاند. بعضی وقتها دین به دین گفتهاند، بر کالی به کالی هم اطلاق کردهاند. اما خودشان جدا هستند. کالی به کالی این است، دین به دین آن است. (من اولین بار است میشنوم.) نه، این چرا، دارند. از جمله آقای گلپایگانی دارد دیگر. من الان… خب، ولی از حیث خود سواپ نیز اقسام دارد، خود معامله، نه از حیث متعلقش. خود معامله سواپ، این معامله تهاتری، اقسام دارد یا ندارد؟ خب آن هم خودش میتواند به اقسام مختلفی تقسیم شود. شما اگر در همین گوگل جستجو کنید، میبینید که یک سواپ کالا داریم مثلاً، اسمش را گذاشتهاند سواپ کالا. الان زیرمجموعه آن میتوانید سواپ انرژی را، که یکی از اقسام کالا است دیگر، زیرمجموعه آن قرار دهید؛ سواپ انرژی. اسمش را گذاشتهاند. یا سواپ نفتی، گاهی تعبیر کردهاند، ما خصوص نفت را، نه همه انرژیها را. چون آن انرژی که میگوییم، انرژی تجدیدپذیر و غیر تجدیدپذیر و همه را میگیرد. الان با آفتاب مثلاً، (ژنراتورهایی میگذارند) بله دیگر. یا فرض کنید که با آب. گاهی هم نه، با بنزین و با نفت و با گازوئیل و با اینها. (برق هست) برق دیگر، همین برق خودش. خود برق یکیاش است. اینها همه شامل آن میشود. لذا همه را انرژی میگیرد. اما نفتیاش یک قسم است. ولی همه اینها جزو کالا میروند. میتوانند زیرمجموعه آن قرار بگیرند. یک قسم دیگر سواپ ارزی است که این ارزهای مختلفی که کشورهای مختلف میخواهند با هم مبادله کنند، تهاتریها، اینقدر یورو میدهد، اینقدر دلار میخواهد بگیرد، اینجوری. یک سواپ نرخ بهره است مثلاً. بهرهای که میخواهد بگیرد با هم مبادله میکنند، این نرخ بهره مقابل آن نرخ بهره، تهاتری با هم. لذا میبینید اسمش را میگذارند سواپ نرخ بهره. سواپ ارزی یک قسم است، نرخ بهره یک قسم است، سواپ کالا یک قسم است. اینها خودش، مثلاً سواپ فارکس تعبیر میکنند گاهی. این خودش یک قسم است. میتوان آن را ذیل همان سواپ کالا قرار داد؛ فارکس. (فارکس مگر بورس چیز نیست؟ مال امریکا نیست؟) بله. الان تعبیر اینطوری کردهاند. اینها را جدا جدا باید بحث کنیم که این سواپ فارکس یعنی چه. خود فارکس آن است، اما این سواپ فارکس یعنی چه. یا مثلاً سواپ نکول اعتباری، این یک قسم است؛ نکول اعتباری. اگر آمد و به تعهدش عمل نکرد، آن تعهداتی که دارد عمل نکرد، نکول کرد. اینجا این یک سواپی اینجا درست کردهاند. (چون یک تعهد) این اقسام دارد. سواپ نکول اعتباری به آن میگویند. یا سواپ کوین، بیتکوین که خودش یکی از ارزهاست، این را میشود داخل در زیرمجموعه سواپ ارزی قرار داد. سواپ ارزی که گفتم، یک زیرمجموعهاش همین سواپ کوین است و همینطور اقسام مختلفهای برای سواپ درست کردهاند آقایان. پس میشود سواپ را هم به اعتبار خود نوع معامله به انواع مختلف تقسیم کرد. اینها را هرکدام باید جدا جدا بحث کنیم. یعنی اگر بخواهیم مورد بحث قرار بگیرد، نمیشود اینها را یک کاسه کرد. (آقا این به نظر میرسد یک مبحث کلی، ما وقتی این مباحث کلی مطرح میشود، در معاملات است.) بله. (یعنی در فقه، در فصل معاملات است.) (ظاهر قضیه این است که معاملات میشوند.) بله، اینها همهاش معاملات است. چون یک جور معاوضه شد دیگر. (نه، میخواهم بگویم ترتیببندی فقه خودمان میگویند کلی معاملات.) خب این الان آقای سیستانی خیلی از اینها را، الان سواپ را بحث نکرده، بعضی از معاملات جدید را بحث کرده، در همان معاملات آورده دیگر، در همین فقه، در رساله جامعاش. (بعد زیرمجموعهاش وقتی که مثلاً میشود سوال، توجیهش وقتی که اجاره میشود، وقتی بیع دین میشود.) درسته. بله، گاهی هم آنجا مطرح است. اگر ما برگردانیم به اجاره، میرود در عقد اجاره. اگر برگردانیم به مصالحه، برمیگردیم در باب مصالحه. برمیگردیم در آن باب. این را باید دید چجوری باید برگردانیم. الان خود همین سواپهای مختلف، احتمالات مختلفی هرکدام دارد. به اعتبار یک احتمال ممکن است به یک کتاب برگردد، به اعتبار یک احتمال به یک جای دیگر برگردد. اینطور نیست که یک جا بشود یک جور بحث کرد اینها را. ولی احتمالاتی در آن میبینیم. بههرحال این یک نوع معامله تهاتری که میگوییم، به شکل کلی این اقسام پیدا میکند. هرکدام از اینها را میخواهیم بحث کنیم. ولی همه را ما نمیتوانیم اینجا بحث کنیم واقعش را. لذا اکتفا میکنیم به یکی دو تا از اینها که در همین بورس ایران مورد بحث قرار گرفته. اینها را فقط مطرح میکنم. و الا در دنیا اینها همهاش هست و دارند با همهشان کار میکنند، با این ابزارهای اینچنینی. بسیاری از اینها در ایران هنوز مطرح نشده است یا نیامده یا قانون و چیزی برایش جعل نکردهاند. آنچه که وجود دارد و مجوز دارد و بعضیهایش مجوز دارد، بورس اجازهاش را داده و دارد صورت میگیرد در خود ایران، اینها بعضی اقسام آنجاست که الان مطرح کردم.
یک قسمی که ما اکنون میخواهیم مورد بحث قرار دهیم، سواپ همون نفتی است فقط، خاص. نه سواپ انرژی به شکل کلی. خصوص نفتیاش است. اینکه میگویم خصوص نفتی، الان میتوانیم نفت و مشتقات از نفت، همه را بگیریم. مثلاً فرض کنید گازوئیل، نفت سفید، چیزهای دیگر، در این محدوده است؛ خودش و مشتقاتش. اینجا میخواهیم بحث کنیم. سواپ نفتی اسمش را گذاشتهاند، در مقابل آن سواپهای دیگر. این معامله تهاتری خاص، هم تصویرش از جهت موضوعی چگونه است و هم احکامش چیست؟ این را انشاءالله مطرح خواهیم کرد تا ببینیم چگونه میشود. فعلاً که سواپ نفتی را فیالجمله حالا عرض میکنم چون وقت داریم، سواپ نفتی اصل تصویرش به این شکل است که اگر بنا باشد یک کشوری مثل فرض بفرمایید ترکمنستان که در شمال ایران واقع شده، آن نفت دارد، ما هم نفت داریم، معاملهای با عراق ببندد که در غرب کشور ما قرار دارد و خودش با عراق مرز ندارد، یک قرارداد نفتی با آن ببنده که بگوید من به شما فلان مقدار بشکه نفت سفید میفروشم. با عراق قرارداد میبندد. این را میخواهد به عراق ببرد، از کجا ببرد؟ از ایران باید ببرد. مستقیماً نمیتواند. اصلاً ارتباط ندارد، یعنی راه کشتیرانی باز هم با آن نداریم. فرضاً از طریق دریا بخواهد برود، دریای مازندران آن هم که محدود و بسته است. (در یک جا چسبیده.) بله، اگر به دریای سیاه وصلش کردند، آن از آنور به دریای مرمره وصل میشود و بعد میآید در مدیترانه، دریای سفید و بعد میآید دریای سرخ و همینور وصل میشود به کشورهای آنور، کشورهای اروپایی، اینور کشورهای دیگر. ولی الان که نیست، بسته است. لذا به عراق که راه آبی ندارد. مجبور است، راه هوایی هم که نمیشود اینها را برد، نفت و اینها را. مجبور است از طریق لوله از ایران ببرد. میاد با ایران یک قرارداد میبندد، میگوید من احتیاج دارم که این نفت را، با آن قرارداد دارم، به شما میفروشم نفت را اگر شما میخواهید. اینقدر نفت به شما میفروشم، نفت سفید، مثلاً فرض کنید صد هزار بشکه نفت سفید به شما میفروشم و از لولههای همان شمال ایران که جنوب ترکمنستان است، به شما تحویل میدهم. استان خراسان شما به نفت سفید نیاز دارد. این نفت سفید ما در شمال با این نفت تأمین میشود. شما در عوض به همین مقدار بشکه نفت از غرب کشور خودت به عراق بده. معامله تهاتری دارد میکند. این مقدار بشکه به من میدهد، این مقدار هم از من میخواهد. اما برای تحویلش نمیگوید در همانجا در شمال به من تحویل بده. در جای دیگر به من تحویل بده. در عراق به من تحویل بده، مرز عراق. وصل بشود با لوله عراق، برود در عراق، آنجا تحویل بده. این را میگوییم معامله سواپ نفتی، سواپ نفتی. یعنی یک معاوضه تهاتری در نفت است. این مقدار نفت میدهد، این مقدار نفت هم میگیرد. اگر بنا باشد همان نفتی را که به ما داده، از شمال تحویل داده، همان نفت را از لولههای ما استفاده کند و در غرب ما به عراق بدهیم، این میشود معامله ترانزیتی. به آن ترانزیت میگویند اصطلاحاً. این مال خودش است. اینجا تحویل گرفتم، آنجا هم تحویل میدهم. چنانکه الان کشورها، مثلاً پاکستان فرض کنید میخواهد برود ترکیه کالا را بفروشد، خب داخل کانتینر، داخل ماشینهای بزرگ اینها، کالا را میآورد مهرکرده و بسته، از اینور مرز ما داخل میشود، از آنور هم مرز ما خارج میشود. از جنوب داخل میشود، جنوب شرقی، از شمال غربی میرود ترکیه فرض کنید، میرود اروپا. آن ترانزیت است. کاری به ما ندارد. فقط از سرزمین ما استفاده میکند. مقابل این استفاده از این سرزمین، یک پولی از او میگیریم. که شما که داری اینجا طی میکنی، اینقدر از ما میخواهیم. اگر بخواهی اجازه بدهیم از زمین ما، این جاده رد بشوی، اینقدر به ما بده. این میشود معامله ترانزیت. در سواپ، اینطور نیست که خود آنی که به ما تحویل داده، همان را آنجا تحویل بگیریم. در سواپ نفتیها بهخصوص. نه، آن نفت به من میدهد، من به همان اندازه از نفت خودم آنجا میدهم، جایی که او خواسته. آن وقت در مقابل اینکه من نفتی را که میخواهم به او برگردانم به عنوان ثمن آنچه از او گرفتم، همانجا برنمیگردانم. مقتضای اطلاق معامله، اگر تعیین نکردند کجا به من تحویل بدهد، مقتضای اطلاق این است که همانجا تحویل بدهد دیگر، از جایی که خریده. اگر مرز ترکمنستان بوده، نفت را گرفته، همانجا هم باید عوضش را برگرداند. اما به من گفته نه، در عراق شما، مرز عراق به من تحویل بده. وقتی اینطور میگوید، آقایان میآیند مقابل این تغییر مکان و جابجایی که شما از من خواستی در جای دیگر تحویل بدهم، اینقدر پول میخواهم مقابل این. این جُعل، پولی که دارد میگیرد مقابل این، به آن میگویند «سواپ فی». «سواپ فی». معلوم است؟ این غیر از آن سواپ اصل معامله تهاتری است. آن پول، آن جُعله است که اینجا دارد گرفته میشود، همان انگلیسی. اینجا الان ما میخواهیم بحث کنیم این معامله سواپ نفتی که صورت اولیهاش این است، با این شکل ساده، آیا این معامله شرعاً درست است یا درست نیست؟ یعنی نفت میدهد که مکیل است، نفت میگیرد که مکیل است. فرض کنید زیاده هم در آن نیست. هزار کیلو مقابل هزار بشکه، مقابل هزار بشکه. نوعیت نوع نفت هم فرق بکند، نفت آن ممکن است مثلاً مثل نفت مسیله قم، مسیله قم که یک منطقهای اینجاست، میگویند خیلی، این مثلاً طرف تهران نیست که اینجور، یک جای دیگر است. نفتش خیلی عالی است. اصلاً نفت قم خیلی عالی است نسبت به نفتهای دیگر. اینطوری میگویند، از جهت مواد زیادی که دارد و نمیدانم چه چیزی دارد. خب این فرقی نمیکند در از جهت ربوی بودن معامله، نوع نفتش، نوع کالاش فرقی نمیکند. همین که مکیل و موزون باشد، مقابل همجنس خودش، نفت به نفت دارم میدهم، مقابل همجنس، ولو آن از جهت موادش مرغوبتر از این یکی باشد و گرانتر بخرند، آن مهم نیست. مکیل و موزون داری میدهی، هزار بشکه مقابل هزار بشکه و در اینجا با اینکه مکیل است، یک اضافهای قرار دادی. اضافه چیست؟ یک جُعلی داری میگیری. میگویی این مال تغییر، مال جابجایی مکان است. آیا این معامله را ربوی میکند؟ ربای معاملی اینجا میآید یا نمیآید؟ و اگر بخواهد نیاید، چجوری باید تصویرش کنیم؟ چکار کنیم؟ اصل بحث الان این است. آیا احتمالات مختلفی میتوانیم اینجا بدهیم که بعضیهایش تصحیح بشود، بعضیهایش باطل بشود؟ شاید هفت هشت تا احتمال من اینجا میدهم برای تصویر این مطلب. این میماند برای جلسه دیگر. که اصل بحث ما این است. (دو تا معامله نمیگویند میکنیم ما؟) خب یکی از چیزهایش همین است. یکی از احتمالاتش همین است که مثلاً دو معامله کنیم. آنها دو معامله نمیکنند اینجا. واقعش یکی میکنند. آنی که در خارج است، یکی است. ولی در اینجا ما باید اینطور بحث کنیم. (الان در مکیل و موزونهایی که در عرف هم هست، مثلاً یا بانکها صورت میگیرد، دقیقاً همینجوری است.) میتواند، این یک راه حل بدهیم. ولی اینی که این آقایون، الان کشورهای دیگر این چیزهای ما را قبول ندارند. خود آن اروپاییها که یک چیزی که در خارج دارد واقع میشود، به خود اصلاً ما، شرکت نفت ما با شرکت نفت آنها وقتی معامله میکند، ولو آن کشور اسلامی است در ظاهر، اما این چیزها را مراعات نمیکنند که. همان شیوهای که اروپاییها انجام میدهند، انجام میدهند، اینها. خب الان ما میخواهیم ببینیم، دو بحث است. یکی اینی که در خارج واقع میشود، آیا وجهه شرعی دارد یا ندارد؟ یکی اگر شرعی نیست و ما بخواهیم راه حل بدهیم، باید بگوییم چه تغییراتی انجام بدهید که شرعی بشود؟ دو مرتبه، دو جور باید بحث کرد. یکی خود آنچه مشکلاتی دارد، میشود آن را شرعی کرد همینکه هست یا شرعی نیست؟ اگر نیست، باید چه بگوییم که شرعی بشود؟ چجوری تصحیحش کنیم؟ که اینها به آن شکل انجام ندهند معامله را، به یک جور دیگر انجام بدهند. این دو مطلب است. در هرکدام از این بحثهایی که میکنیم، این دو تا مطلب را باید مراعات کنیم. آنی که در خارج هست و آنی که راه حلش است. الان اصل بحث ما الان این است که این سواپ نفتی، اول صورت اولیهاش معلوم شد چیست، بعد بحثهای متعددی الان اینجا دارد. اول یک مقدماتی باید مطرح کنم قبل از احتمالات. این مقدمات مربوط به همین تقسیمبندیهایی است که الان میکردیم؛ در متعلق و در خود اقسام. اول این مقدمات باید مطرح بشود، بعد آن وقت ببینیم که این را چند احتمال در آن میشود تصویر کرد در خود معامله. که چجوری تبیینش کنیم. انشاءالله این برای بحث برای هفته دیگر میماند. این جلسه اول به عنوان یک مقدمه بود. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.