موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /حکم ثبوت عده در صور مختلف تلقیح مصنوعی
فصل چهارم: بررسی ثبوت عدّه در موارد تلقیح مصنوعی
در موارد انجام تلقیح مصنوعی زن باید عدّه نگه دارد همان طوری که در صورت مقاربت و نزدیکی عدّه نگه میداشت یا باید بین صور مختلف تفصیل داد.تحقیق در مطلب این است که زنی که با او عملیات تلقیح مصنوعی انجام شده یا شوهردار است و یا مجرد و یا معتدّه و در زمان عدّه است که حکم هر صورت باید جداگانه بررسی شود.
صورت اول: بررسی حکم عدّه زن شوهردار
این صورت که زن شوهردار و متزوجه است خود فروض متعددی دارد:
1) زن شوهردار از طریق تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر خود بدون مقاربت و نزدیکی، باردار شده است حال اگر این زن از شوهر خود طلاق بگیرد، آیا باید عدّه نگه دارد یا خیر؟در این فرض روایات متعدّده دلالت بر ثبوت عدّه بر زن حامله میکند که عدّه زن حامله، وضع حمل میباشد.
مثل صحیحه زراره از امام باقر(ع): «قَالَ طَلَاقُ الْـحَامِلِ وَاحِدَةٌ فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِي بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ»[1] ، مورد این روایت زن حامله است که اطلاق دارد و شامل محل بحث ما که از طریق تلقیح مصنوعی حامله شده نیز میشود.
2) اسپرم شوهر در رحم همسر به روش تلقیح مصنوعی قرار داده شده است ولی نطفه و جنین منعقد نشده است و عملیات تلقیح منتج نبوده است و دخول و نزدیکی هم صورت نگرفته است، در این صورت اگر زن از شوهرش طلاق بگیرد باید عدّه نگه دارد یا خیر؟ آیا تلقیح مصنوعی بدون انعقاد نطفه و جنین موجب اعتداد میشود یا نه؟ دو احتمال در مسأله وجود دارد، احتمال اول اینست که عدّه نگه داشتن در این صورت لازم نیست چون در روایات و نصوص آمده که طلاق در صورتی موجب اعتداد است که دخول و نزدیکی محقق شده باشد و در این صورت فقط افراغ منی صورت گرفته ولی دخول محقق نشده است. مثل روایت ابی بصیر «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّـهِ(ع) قال: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا إِنْ شَاءَتْ»[2] ؛ امام صادق(ع)فرمود زمانی که مرد، زنش را قبل از دخول طلاق بدهد، زن از او جدا گشته و از همان ساعت میتواند با دیگران ازدواج کند اگر بخواهد.
احتمال دوم اینست که عدّه بر زن در این صورت واجب باشد چون در مقابل روایات دیگری داریم که مفاد آنها اینست که قرار گرفتن منی مرد در رحم موجب اعتداد میشود و خود افراغ الماء موضوع عدّه است چه دخول محقق بشود یا نه.مانند صحیحه محمد بن مسلم «العدة من الماء»[3] ، و صحیحه عبد اللّه بن سنان «إنما العدة من الماء»[4] و موثقه اسحاق بن عمار «ان أخرج الماء اعتدت»[5] .
برای تمامیت استدلال به این روایات باید دو امر ثابت شود، امر اول اینکه نفس افراغ الماء موضوع وجوب عدّه باشد و عنوان افراغ الماء کنایه از تحقق وطیء و دخول نباشد.در این باره میتوان گفت که عنوان مأخوذ در روایات، عنوان ورود و افراغ منی است و ظاهر عرفی هر عنوان در موضوعیت داشتن است و حمل آن بر طریقیت و کنایی بودن خلاف ظاهر و اصل اولیه در خطابات عرفیه است.
و امر دوم اینکه تنافی بین این دو طائفه از روایات حل شود، دسته اول میگوید که با دخول عدّه ثابت میشود و دسته دوم میگوید که افراغ الماء موضوع ثبوت عدّه است، برای رفع تنافی و تعارض میان این دو دسته از روایات میتوان گفت که نسبت این دو دسته از روایات عموم و خصوص من وجه است.دسته اول میگوید اگر دخول صورت نگرفته باشد عدّه ثابت نیست چه افراغ منی شده باشد یا نه.دسته دوم میگوید اگر افراغ منی شده باشد عده ثابت است چه دخول شده باشد یا نه، محل تنافی در صورتی است که افراغ منی شده باشد ولی دخول صورت نگرفته باشد که دسته اول میگوید عده ندارد و دسته دوم میگوید عده دارد.
برای رفع این تنافی میتوان گفت که اینجا از قبیل تعدّد شرط و اتحاد جزاء است که متفاهم عرفی در این موارد جمع به «أو» عاطفه است یعنی هر کدام از شرطها علّت تامه غیر انحصاری هستند یعنی اگر دخول صورت بگیرد عده ثابت میشود. همچنین اگر افراغ منی صورت پذیرد عده ثابت میشود نتیجه بحث این که عده به دو صورت ثابت میشود یا دخول و نزدیکی و یا افراغ منی در رحم زن[6] ، و در محل بحث چون تلقیح مصنوعی صورت گرفته است و اسپرم مرد داخل رحم زن ریخته شده است لذا عده بر زن مطلقه واجب میشود همان طور که این حکم با حکمت لزوم عده بر زن که عدم اختلاط میاه و اشتباه نسب است سازگاری دارد.
مرحوم آیت اللّه محقق داماد به مناسبتی در کتاب الصلاة این طور میگوید: وهذا نظير جعل العدة وتشريعها لحكمة انحفاظ الرحم عن اختلاط المياه، فيحكم حينئذ بحرمة التلقيح الموجب له وإن لم يكن على المجرى العادي، إذ المدار ذاك الغرض، لا الجري العادي.[7] ؛ حکمت جعل و تشریع عدّه بر زن به خاطر حفظ رحم او از اختلاط میاه است لذا بدین جهت حکم بر حرمت تلقیح میشود چون تلقیح موجب اختلاط میاه میشود.