موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /نکات تکمیلی مساله ضرب صبیان

 

در مبحث ضرب و تعزیر صبیان، پس از سپری شدن مباحث ثلاثه اصلی، به نکات تکمیلی رسیدیم.

سه نکته از نکات بیان شد.

نکته سوم راجع به مبحث ولایت مادر بود که بیان شد که مادر صاحب حضانت است و نه ولایت و در واقع جایگاه مادر، جایگاه حضانت است و نه ولایت و تفاوت بین این دو مطلب نیز بیان شد.

همچنین ذکر شد که پدر و جد پدری حق ولایت دارند.

لا یخفی در همین فرض، استثنایی برای ولایت مادر وجود دارد و آن استثنا این است که اگر از طرف ولیّ ، شخص دیگری با اجازه او عهده دار تعلیم این فرزند شود هرچند که آن شخص زوجه این ولیّ بوده باشد که در واقع مادر این صبی می شود، در این صورت مادر تحت عنوان معلم صاحب ولایت شده و از این طریق البته در محدوده همان ولایت می تواند ایفاء وظیفه و نقش داشته باشد.

به عبارتی حوزه ولایت این مادرِ معلم، در همان محدوده ولایت معلم است که فقط در امر تعلیم حق تعزیر وجود دارد و در امر تربیت ولایت بر تعزیر وجود ندارد. لذا اگر فرزند درس را درست و خوب می فهمد اما شیطنت دارد، معلم حق تادیب و تعزیر ندارد.

لا یخفی در همین فرض این ولایتی که برای مادر به عنوان معلم به امر شارع مقدس حاصل شده است اجازه پدر صرفا تمهید این بستر را فراهم کرده است نه آنکه خود پدر این ولایت را تاسیس کرده باشد و یا آنکه تفویض کرده باشد. خیر ولایت از جانب پدر نه قابل تفویض است و نه قابل تاسیس است بلکه صرفا به امر شارع مقدس می باشد و منشأ و مبدأ این ولایت (ولایت مادر در مقام معلمی) حکم خداوند متعال است که به مقام معلم چنین ولایتی اعطا فرموده و زوج زمینه تنفیذ ولایت را تمهید نموده است و در واقع پدر تشخیص داده این فرزند باید درس بخواند و در نزد این مادر درس بخواند کما اینکه ممکن است تشخیص بدهد باید نزد فلان معلم شهر در مکتبخانه درس بخواند.

4- اصل اولی و بنای کلی شارع مقدس در مساله ضرب و تعزیر صبیان بر فرض ضرورت بر آن است که این ضرب و تعزیر بسیار حساب شده و خفیف باشد مگر در موارد خاص که دفع مفسده خطیر و مهمی متوقف بر ضرب شدید باشد که البته همانجا هم باید حتما به مواضع حساس و خطرناک مثل سر و صورت نباشد و منجر به مشکل خاصی هم نشود.

در زماننا هذا در همین فتنه های اخیر، بخشی از مشکلات همین است که دشمن با فریب دست فرزندان را از پدران جدا کرد و از این فرزندان به عنوان سپر انسانی استفاده میکند.

5- اگر در مساله ضرب صبی بین پدر و جد پدری اختلاف و تزاحم شود، چه این اختلاف در اصل باشد و چه در کیفیت باشد، تکلیف در این مقام چیست؟

با توجه به اینکه در فرض مساله ما نص خاصی نداریم که این جهت را تبیین کرده باشد و در نصوص، اولی از بین پدر و جد پدری بیان نشده است قهرا باید سراغ مبانی برویم که به حسب مبانی و قواعد چون هر دو ولایت دارند آنکه اعرف به مصالح و روش احسن در تادیب و تربیت این بچه است قول همان مقدم خواهد بود چرا که ما قبلا هم ثابت کردیم که هدف اصلی تادیب حصول و تحصیل تربیت است فلذا در اینجا بین پدر و جد پدری هر کدام که اعرف به این مناط هستند قهرا قول همان مقدم می باشد که در شرائط مختلف ممکن است فرق کند. البته به طور کلی قول پدر مقدم است چون معمولا این فرزند با پدر خود زندگی می کند و طبعا پدر اعرف به مصالح و وضعیت او خواهد بود.

مگر آنکه احراز شود این پدر به خاطر عوارضی (بیماری یا اعتیاد یا …) تشخیص خوب و دقیق برای امر تربیت فرزندش ندارد و ممکن است فی المثل جد پدری مومن باشد اما پدر لاابالی باشد، که اینجا قهرا قول پدر بزرگ مقدم است و یا هکذا این بچه به لحاظ شرائطی به جای آنکه با پدر زندگی کند با جد پدری زندگی میکند مثلا پدر کار و شغلش در خارج از کشور است و این فرزند در دوران غیبت پدر، با جد پدری زندگی می کند که در اینجا هم قهرا اعرف جد پدری است و طبعا قول او مقدم است.

«الحمدلله رب العالمین»

سال درس: 1404-1405
عنوان درس فایل صوتی فایل متنی
فقه خانواده