موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /مساله وجوب اطاعت از والدین

 

بیانات به مناسبت شهادت امام کاظم علیه السلام

السلام علیک یا اباالحسن یا موسی بن جعفر ایها الکاظم یا ابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

عرض تسلیت شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام و وفات جناب ابوطالب علیه السلام به محضر امام زمان ارواحنا فداه

ان شا الله خدای متعال به حق آبرومندان درگاهش، پشتیبان رسول الله جناب ابوطالب و حضرت موسی بن جعفر علیه السلام توفیق دهد در این عصر غیبت در این تقلب احوال، دلهای ما در راه ولایت امیرالمومنین عنلیه السلام ثابت بماند.

بر اساس روایات یکی از بدترین گرفتاری ها عبارتست از دل مردگی که مرض بسیار بدی است و نوعا در کمین دل مومن است. شخص کافر و مشرک گرفتاری های دیگری دارد و ربطی به مجلس ما ندارد اما برای مومن که دارای ولایت اهل بیت علیهم السلام است، طبق دلالت ادله و روایات از بدترین جنس امراض مرض دل مردگی است. مومن اگر دل مرده شد یعنی چیزی ندارد و زندگی ندارد ولو نفس بکشد و اسباب آسایش داشته باشد.

مخصوصا اگر این دل مردگی در مراتب شدید قرار بگیرد. دل مردگی دارای درجات و رتبه هایی است. اگر به مرحله شدید برسد واقعا خطرناک است.

در این فرصت محدود به دو جمله اکتفا میکنیم.

سبب دل مردگی دلائلی دارد که یکی از اسباب آن گناه روی گناه است. «الذنب علی الذنب»[1]

انسان معمولی در معرض برخی معاصی است و طبیعی است لکن دو مطلب مهم است. اولا باید مراقب بود که به سمت چه جنس از گناهان کشیده می شود. بعضی گناهان در آنی موجب سقوط است. مثلا دل شکستن از کسی که پناهی جز خدا ندارد. این دل شکستن خیلی خطرناک است. مومن دارای این جنس گناه اگر مرتکب این گناه شود خودش متوجه می شود که چه حالات بدی دارد. حال اگر چنین گناهی به همراهش گناه دیگری باشد، اینجا خطرناک تر است. ما نمی دانیم چه زمانی در معرض حادثه قرار میگیریم. این حوادث مثل تصادف ، برای روح هم هست و با خبر نیستیم. لذا انسان در تضمین و امان قطعی نیست. بعضی کارهایی کردند که به هیچ وجه به ایشان نمی آید.

بعضی امور هم درمان و حل مشکل دل مردگی است. یکی از اسباب انس با قران است.

خواندن قرآن با انس قرآن متفاوت است. انس یعنی اگر فاصله گرفتی دل تنگ شویم.

چه مقدار با قرآن انس داریم؟ انی تارک فیکم الثقلین[2]

ثقل اکبر قرآن است. انسان اگر در محضر معصوم قرار بگیرد چه حسی خواهد داشت؟ اگر در مقابل قرآن قرار بگیری چطور؟ اگر هیچ حسی نباشد که واویلاست.

اگر فرق دارد که باید باشد، چقدر فرق دارد و انسان چه احساسی دارد؟

باید انس با قرآن پیدا کرد. مرتبه روشن انس، در عروس و داماد اول ازدواج است. انسان با قرآن چقدر انس دارد؟ اگر این انس باشد ، دل مردگی بر طرف می شود و انسان نجات پیدا میکند.

این جمله برای این بود که خوش خیال نباشیم. مسیر بندگی حساس و پر ثمر است. ان شا الله به برکت این مجالس روضه، زنگار قلب و جان و روح ما به کرم اهل بیت زدوده شود. به لطف و کرم و نگاه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها …

اما الفقه :

در مبحث وجوب اطاعت والدین صحبت به اینجا رسید که اگر عدم اطاعت از والدین و مخالفت با ایشان منجر به ایذاء و توهین و تحقیر شود، این عدم اطاعت و مخالفت قطعا حرام است و اطاعت از آن ها قطعا واجب است. در این مرحله احدی از فقها تشکیک نکرده و همه قبول دارند.

انما الکلام در فرض دوم که گاهی اوقات مخالفت به شکلی است که سبب آزرده خاطر شدن ایشان نمی شود به جهت فرهنگ یا جنس و جوهره مخالفت یا شاید به این جهت است که مخالفت در شرایطی واقع شده که والدین متوجه نشدند و نفهمیدند. حال بحث این است که اگر عدم اطاعت از والدین هیچ یک از عناوین ثانویه نباشد و رخ ندهد باز هم عدم اطاعت حرام است و یا اطاعت ایشان واجب است یا خیر؟

در این زمینه اختلاف است. برخی معتقدند مطلقا واجب است اطاعت از والدین چه ایذاء باشد و یا نباشد.

دلیل ایشان آیات و روایات است.

آیات در وجوب اطاعت مطلقا :

﴿وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي‌ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما …﴾[3]

شاهد مثال و محل استدلال ذیل آیه شریفه است. اگر این پدر مادری که باید به ایشان احسان داشت، کاری کنند که انسان و فرزند از راه خدا خارج شود، نباید اطاعت شوند.

قبل از استدلال، شأن نزول را بیان میکنیم.

بعضی مفسرین معتقدند این آیه در شرایطی نازل شد که در ابتدای بعثت در مکه بعضی جوانان ایمان می آوردند اما مادرهایشان ایمان نیاورده بودند و در برابر این جوانان تعصب به خرج می دانند و مثلا اعتصاب غذا میکردند.

تقریب استدلال :

«و ان جاهداک» یک جمله شرطیه است که قهرا مفهوم دارد.

اینک منطوق این جمله شرطیه می فرماید اگر پدر و مادر بکوشند که فرزندشان مشرک شود در این صورت نباید از آن ها اطاعت کرد و اطاعت در این فرض حرام است.

پس قهرا مفهوم این آیه کریمه اینگونه خواهد بود که اگر خواسته پدر و مادر شرک نباشد طبعا اطاعت آن ها واجب است.

در این آیه کریمه محل شاهد، جمله شرطیه است. حجیت مفهوم شرط هم متفق علیه است. مفهوم این جمله این می شود اگر والدین تلاش برای مشرک کردن ندارند باید اطاعت کرد و این اطلاق دارد.

نقد استدلال :

اما این استدلال صحیح نیست.

اقتضای مفهوم آیه کریمه این است که اگر شرط منتفی شد (تلاش برای مشرک شدن) طبعا مشروط هم منتفی است (حرمت اطاعت). فلذا این نتیجه انتفای حرمت اطاعت به معنای جواز اطاعت است و قهرا مستلزم با وجوب اطاعت نیست در حالی که مدعا اثبات وجوب اطاعت است.

به عبارت اوضح در علم اصول میگوییم اگر زید آمد اکرامش کن. اگر زید نیامد، اکرام حکم وجوب ندارد. اما اینکه تکلیف چیست، نیاز به دلیل دیگر دارد.

در واقع مشروط به انتفا شرط، منتفی می شود. مشروط وجوب اکرام است. عدم مجئ، مستلزم عدم وجوب است. اما حرمت و عدم جواز ثابت نمی شود.

در ما نحن فیه آیه می فرماید اگر والدین تلاش کردند برای شرک ورزیدن، اطاعت حرام است. مفهوم این می شود : اگر تلاش نکردند برای شرک ورزیدن، اطاعت حرام نیست. اما وجوب اطاعت ثابت نمی شود.

مضاف بر اینکه در عقیده ما هر حکمی از احکام خمسه مبتنی بر مصالح و مفاسد است. لذا باید ابتدا مصلحت و مفسده ثابت شود تا بعد حکم بار شود. در ما نحن فیه مفهوم آیه شریفه ارتفاع مفسده ملزمه است و این مساوق و ملازم با اثبات مصلحت ملزمه نیست.


[1] الخصال، الشيخ الصدوق، ج1، ص228.
[2] كتاب سليم بن قيس الهلالي، سليم بن قيس الهلالي، ج1، ص201.
[3] سوره عنکبوت، آيه 8.
سال درس: 1404-1405
عنوان درس فایل صوتی فایل متنی
فقه خانواده