موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی مساله سرقت صبیان

 

بیانات به مناسبت 22 بهمن :

پیروزی جبهه حق بر باطل از وعده های قطعی خداوند است. لکن مهم این است که انسان جبهه حق را درست تشخیص دهد و بعد از تشخیص درست، استقامت در جبهه حق داشته باشد.

بدون شک هرکسی این دو نکته را رعایت کند یعنی تشخیص صحیح داشته باشد و تزلزل نداشته باشد، نتیجه آن پیروزی حق بر باطل است و این قطعی است.

ان شا الله عنایتی شود که ما وظیفه خود را درست تشخیص دهیم و عمل کنیم. امیدواریم متزلزل نشویم که این جای خطر و نگرانی است.

در طول تاریخ در رویارویی حق و باطل این آفات وجود داشت. در صفین عده ای مردد شدند که حق با علی بن ابی طالب علیه السلام است یا معاویه؛ حضرت فرمود اعْرِفِ‌ الْحَقَ‌ تَعْرِفْ أَهْلَه‌[1]

باید اول حق را شناخت تا اهل حق را پیدا کرد.

در دوره موسی علیه السلام هم وقتی جناب موسی علیه السلام در مقابل فرعون قرار گرفت، کسی باور نمیکرد این موسی علیه السلام بتواند فرعون را نابود کند. عده ای به جناب موسی علیه السلام ایمان آوردند و در ابتلائات هم موفق بودند اما امتحان و غربال از سنت های جبهه حق است. تشبث به حبل المتین باید باشد تا در این غربالگری سقوط نکنیم. در ماجرای جناب موسی علیه السلام عده ای اهل ایمان سقوط کردند. اما عده ای هم بودند که یقین به نبوت موسی علیه السلام پیدا کردند و تا اخر پای کار موسی علیه السلام باقی ماندند و نجات پیدا کردند.

این چند جمله برای این بود که معنای الله اکبر روشن شود. الله اکبر یعنی پیروزی حق بر باطل ولو اینکه چوپان باشی. در این کشور که امکاناتی نداشت، رئیس جمهور این کشور خیانت کرد و جنگ تحمیلی را دنیا بر این کشور تحمیل کرد اما این کشور باقی ماند و این نظام مقتدر ماند. اینها معجزات است.

امروز این کشور در بعضی مسائل جزء 5 کشور و 10 کشور اول است.

خدا توفیق دهد امشب با درک و معرفت الله اکبر بگوییم. شک نکنیم که جبهه حق به پیروزی حتمی و قطعی خواهد رسید. مهم اینست که مراقب باشیم حبل الله المتین ازدست ما خارج نشود. جبهه حق تغییر نمیکند اما افراد جابجا می شوند. ان شا الله ما در غربالگری سقوط نکنیم.

اما الفقه :

به لطف خدا در مساله سرقت صبیان امهات مطالب بیان شد و سپری شد. چهار طائفه بیان شد و بررسی شد. جمع بندی هم بحمدالله انجام شد.

روشن شد که بین قاعده رفع القلم و روایات موجود در این باب که تصریح دارد به قطع ید صبیان، روایات از باب تقدیم خاص بر عام مقدم است و بدون شک صبیان در قبل از بلوغ در صورت سرقت، با حفظ شرائط حد سرقت برایشان جاری خواهد شد.

اما در نهایت بحث یک طائفه خامسه باقی مانده است.

طائفه پنجم :

در پایان مساله سرقت صبیان یک طائفه خامسه ای از روایات باقی مانده است که باید تکلیف این دسته هم روشن شود چرا که در این دسته از روایات هرچند که اجرای حد سرقت یعنی قطع ید بیان و تصریح و تایید شده است لکن نکته اینجاست که این حکم را در همان دوره قبل البلوغ مقید به رده ها و قالب های سنی مختلف کرده است.

در واقع این روایات رده های سنی قبل از بلوغ را بیان کرده است. مثلا تا قبل از هفت سالگی عفو و بخشش است که این مطابق روایات عفودر مرتبه اول و دوم است.

از سن هفت تا نه سالگی خراش سر انگشت یا قطع سر انگشت باشد.

از نه سالگی به بعد باید حد سرقت جاری شود.

در ادامه روایت هم تاکید می فرماید که حد الهی نباید تعطیل شود.

روایت محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام

وَ رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ يَسْرِقُ قَالَ إِنْ‌ كَانَ‌ لَهُ‌ سَبْعُ‌ سِنِينَ‌ أَوْ أَقَلُّ رُفِعَ عَنْهُ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ السَّبْعِ قُطِعَتْ بَنَانُهُ أَوْ حُكَّتْ حَتَّى تَدْمَى فَإِنْ عَادَ قُطِعَ مِنْهُ أَسْفَلُ مِنْ بَنَانِهِ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ بَلَغَ تِسْعَ سِنِينَ قُطِعَتْ يَدُهُ وَ لَا يُضَيَّعُ حَدٌّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.[2]

(به سند مذکور از امام باقر علیه السلام سوال شد در باره دزدی کردن پسر بچه؛ فرمود : اگر هفت سال یا کمتر دارد حدی ندارد. اگر تکرار کرد بعد از هفت سالگی سر انگشتانش قطع شود یا زخم شود تا خون جاری شود؛ اگر تکرار کرد از پایین تر از سر انگشتان قطع شود، و اگر تکرار کرد و به نه سال رسیده بود دستش قطع می شود. حدی از حدود خداوند متعال نباید ضایع بشود.)

در این روایت سیاق دال بر قطع ید و اجرای حد در صبی 9 ساله است.

در این روایت چند نکته وجود دارد.

اولا این روایت پاسخ مناسبی به برخی از فقهاست مثل جناب مرحوم سید احمد خوانساری که مدعی بودند هرچند حد را ثابت می داند اما اجرا را مربوط به بعد بلوغ می داند. مثل زن حامله که مانع از اجرای حدی مثل زنا برای او می باشد فلذا تا بلوغ صبر میکنیم و بعد از بلوغ جاری می شود. این روایت می فرماید برای صبی نه ساله حتما قطع ید باید انجام داد و سن تعیین کرده است و همین دلیل خوبی است برای اینکه اجرای حد در صبیان نه تنها قطع ید برای آن ها ثابت است بلکه در همان زمان قبل بلوغشان اجرا هم می شود.

ثانیا لحن این روایت، دلیل روشنی است بر اینکه اجرای این حکم حق انحصاری و اختصاصی برای پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام نبوده و طبق بیان امام باقر علیه السلام این حکم باید اجرا شود (قطعت یده) و تاکید فرمودند «لا یضیع حد …» که در واقع نظریه ای را که اجرای این حد را مختص به رسول خدا و امیرالمومنین علیهما السلام می دانست را مردود میداند.

ثالثا جمع این روایت با روایات قبلی اقتضا می کند که آن مراتب تعزیر و همینطور مرتبه حد قطع ید با لحاظ همین شرائط سنی اعمال شود فلذا مثلا همین حد قطع ید تا قبل از 9 سالگی اجرا نشود هرچند که فرزند تا قبل از 9 سالگی به کرات و مرات دزدی کرده باشد. رعایت این امر از نظر ما خالی از قوت و خالی از احتیاط نیست هرچند که ممکن است ادعا شود این شرائط سنی حمل بر مرتبه افضلیت می شود مثل روایت زر الحسین و زر الحسین مغتسلا که فرمایش دوم یعنی زیارت همراه غسل حمل بر افضلیت می شود.

به عبارتی اگر صبی ده بار سرقت کرد ولی هنوز به نه سالگی نرسیده قطع ید محقق نمی شود. از طرف مقابل اگر بعد از ورود 9 سالگی برای اولین بار سرقت کرد مراتب سابقه که در روایات بیان شد مراعات می شود.


[1] روضة الواعظين و بصيرة المتعظين( ط- القديمة)، الفتّال النيشابوري، ابو علي، ج1، ص31.
[2] من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج4، ص62.
سال درس: 1404-1405
عنوان درس فایل صوتی فایل متنی
فقه خانواده