
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان / احکام محرمیت فرزندخوانده
فرمایشات استاد در پی شهادت رهبر معظم انقلاب
عرض تسلیت شهادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به محضر امام زمان ارواحنا فداه و همه شما فضلا و طلاب عزیز
شهادت رهبر انقلاب از چهار بُعد مورد بحث است.
بعد اول : از جانب ما
از این بعد و برای ما این شهادت سنگین و سخت است و هر چه معرفت بالاتر باشد، سنگینی و غم این مصیبت بیشتر درک می شود.
بعد دوم : از جانب امام شهید
برای ایشان که عمرشان در مسیر خدمت به اسلام و انقلاب طی شد، حیف بود که در بستر از دنیا بروند یا رحلت ایشان مثلا در تصادفی یا واقعه اینگونه باشد. یک عمر زندگی پاک رهبر شهید، مزد و اجری جز شهادت نداشت. حق مطلب همین بود که خدا را با شهادت ملاقات کنند.
بعد سوم : از جانب اهداف نظام
شهادت ایشان نسبت به اهداف نظام متمم جعل بود. یعنی به معنای واقعی کلمه شهادت ایشان از مهمترین اسباب پیشبرد اهداف نظام شد. حقا عاش سعیدا و مات سعیدا. بعضی اینگونه اند که حیاتشان وقف اسلام و مماتشان هم اینگونه برکت برای اسلام دارد. این بعثت خیابانی مردم که به اراده الهی است بدون شک از برکات جوشش خون این شهید مظلوم است. این حرکت مردم بی نظیر است، نه کم نظیر و معجزه است. در تمام نقاط کشور حتی در روستاها حضور مردم می جوشد و این معجزه است. مضاف بر اینکه افرادی که فریب خورده بودند و به دامن مردم برگشتند.
بعد چهارم : از جانب امور بین المللی
اخبار یک هفته اخیر در خود امریکا را دیدید که مردم بیرون امده اند. چه بسیار کشور هایی که با امریکا همراهی نکردند. اتفاقات شبه کودتا در امریکا توسط ارتشیان آن نیز در همین راستا در حال تحقق است. امید داریم که امریکا به پنجاه کشور متعدد تقسیم خواهد شد و به اذن خدا نقشه ای که برای ایران داشتند، برای خودشان رقم خواهد خورد.
خداوند توفیق دهد که پاسداشت این خون مطهر را داشته باشیم و وظائف خود را انجام دهیم.
امید ما این است که این وقایع به فرج حضرت منتهی شود و یا لا اقل به فاصله ای کوتاه تر ان شا الله منتهی شود به فرج حضرت ولی عصر ارواحنا فداه
امروز روز شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیه السلام و وفات حضرت عبدالعظیم حسنی هم هست. ان شا الله به دعای امام زمان و به حق این دو بزرگوار دلهای ما مقتدر تر و استوارتر و پاینده تر از همیشه در مسیر حرکت حق قرار بگیرد به برکت صلوات بر محمد و ال محمد.
اما الفقه :
در مسائل مربوط به احکام الصبیان، در مساله سرقت صبیان بودیم که اگر صبی مرتکب شد چه باید کرد و بحث آن به لطف پروردگار به پایان رسید.
احکام التبنی یا احکام ولد المتبنی:
تبنی به معنای فرزندخواندگی است.
مساله جدید که یکی از مباحث مبتلا به روز است، این مساله است که یکی از نیاز های برخی خانوده ها در عصر فعلی ما این است که به جهت اغراض متفاوتی فرزندان بدون سرپرست یا بد سرپرست را از بهزیستی ها به عنوان فرزند خود انتخاب می کنند.
آنچه که در اینجا برای ما مهم است که ان شا الله تعالی به توفیق الهی در این مقام در صدد بررسی آن هستیم عبارتست از احکام محرمیت این بچه با آن زن و شوهر که چگونه می توان راهی برای محرمیت بین آن ها ایجاد کرد تا پس از رشد و بلوغ این بچه، منعی از این ناحیه نبوده باشد.
برخی افراد متاسفانه توجهی به این نکات ندارند. این فرزند پسر با دختر این خانواده یا مادر این خانواده چگونه برخورد کند؟ یا دختر با پسر این خانواده یا پدر چگونه برخورد کند؟ در واقع این مطلب یک چالش فقهی است که نیاز به بررسی و حل دارد.
در صدر اسلام یک نوع تبنی و فرزند خواندگی بود که اسلام خط قرمز بر آن کشید. در ان روش به فرزندخوانده ارث می رسید و احکام دیگری بار می شد که مورد نهی قرار گرفت.
تذکر :
اولا : بحث روانشناسی این فرزند که از بهزیستی تحت تکفل یک خانواده قرار میگیرد باید مورد توجه قرار بگیرد. این فرزند بالاخره در آینده متوجه خواهد شد. متخصصین فن می گویند تا سنی که درکی ندارد لازم نیست بیان شود. اما از زمانی که درک می کند باید پله به پله و مرحله به مرحله این نکته و مساله مطرح شود تا به درستی و دور از آفات، درک شود. لذا باید زمان شناسی انجام شود و در زمان خودش و با لطائف الحیل و ابزار های روانی و قصه و مثال توضیح داده شود و درک شود.
ثانیا : اصل تاسیس موسسات بهزیستی از جهت فقهی چقدر مشروعیت دارد؟ متاسفانه دارالایتام و همچنین خانه سالمندان در برخی موارد دچار چالش فقهی می شوند. خانه سالمندان در بعضی فرهنگ های غلط در خانواده ها مستمسک برای تهدید شده و بلکه عده ای عملی می کنند و والدین خود یا والدین همسر خود را در خانه سالمندان می گذارند و بلکه از طرف مقابل با کمال پوزش، سگ فرزندی را انجام می دهند در حالی که سابقا بحث شد که والدین واجب النفقه فرزند و مخصوصا پسران هستند. البته در موارد خاص که پیر مرد و پیرزنی که فرزندی ندارد یا فرزند دارد اما قدرت نگهداری از ایشان را ندارد و أسوأ حالا هستند، در این موارد مجاز بلکه مستحسن است که به خانه سالمندان سپرده شود.
دار الایتام و بهزیستی هم همین است. بعضی به صرف کثرت اولاد یا مسائل این چنینی فرزندان خود را مستقیما به بهزیستی تحویل می دهند یا سر راه می گذارند. این قضیه هم باید مدیریت شود و بر اساس چارچوب فقهی باشد.
علی ای حال ماموریت فقهی ما همان بحث اول است که مساله محرمیت اینگونه فرزندان چه می شود و اگر کسی از بهزیستی و دار الایتام به هر دلیلی فرزندی را تحت تکفل در خانه خود قرار داد، بحث محرمیت آن چه می شود؟ در بدو امر مساله ای مشکل و لا ینحل تصور می شود ولی روش هایی وجود دارد که خیلی راحت هستند ولی متاسفانه آگاهی و اطلاع نیست.
دو روش اصلی :
در یک نگاه کلان و کلی از دو طریق می توان در این مساله ورود کرد :
الف _ از طریق رضاع؛ معروف به محرمیت نسبی
ب _ از طریق عقد نکاح؛ معروف به محرمیت سببی
البته در هر یک از اینها باید شرائط و قواعد فقهی وجود داشته باشد و رعایت شود.
بعد از علم وآگاهی نسبت به این طریق و روش ها ، خانواده ها سلیقه های شخصی خود را اعمال کنند و بین دختر و پسر انتخاب کنند یا به ظاهر کودک اهمیت بدهند. مثلا کسی اگر فرزند سه ساله یا 2 سال و دو ماهه را به فرزندی گرفت نمی تواند از راه رضاع آن کودک را محرم کند چرا که قاعده رضاع تا دو سالگی نوزاد قابل اجراست.
علی ای حال مردم باید این روش ها را بلد باشند و بدانند.
ان شا الله روش های فوق را به طور مفصل مورد بحث قرار خواهیم داد.