موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی مساله محرمیت فرزندخوانده

 

بیانات به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام

ان شا الله به عنایت امام صادق پیروزی کامل و قاطع جبهه اسلام بر جبهه کفر مسجل باشد و پرچم فتح به دست امام زمان ارواحنا فداه برسد و شاهد اعتلای پرچم باشیم.

خدا توفیق دهد وظیفه را درست و به موقع تشخیص دهیم و برای خدا عمل کنیم. شرط سعادت همین است که انسان تکلیف را درست تشخیص دهد.

آنچه امر اهل بیت علیهم السلام است، اینست که مبادا عبادات مانع طاعات باشد. طاعت غیر از عبادت است. عبادت یعنی امور عبادیه مثل نماز و روزه و توسل و … ؛ لکن مومن و مخصوصا طلبه نباید از طاعت غافل باشد. طاعت، انجام «مأمور به» حقیقی در بزنگاه است. گاهی طاعت ما ظرف شستن است. به هر دلیلی ممکن است طاعت، کار در خانه باشد. گاهی طاعت حضور در تجمعات است. گاهی ارشاد و تبیین است. چقدر اهل بیت علیهم السلام توصیه به طاعت کرده اند. وجه تشابه طاعت و عبادت، اخلاص است. لکن طاعت وظیفه انسان در بزنگاه است. گاهی جلوه عبادتی پر رنگ می شود که آن طاعت به حاشیه می رود. امثتال طاعت و عبادت توامان است. انسان باید هرکدام را در جای خود عمل کند، که این شرط سعادت است.

اگر این شد به سعادت رسیدیم وگرنه به مسیر شیطانی قدم برداشتیم.

خدا به شیطان امر به سجده بر آدم کرد. شیطان تمرد کرد و اعلام کرد هر عبادتی انجام می دهم جز این را؛ ولی خداوند از او نپذیرفت و همان تکلیف را از شیطان خواست.

ان شا الله به حق امام صادق علیه السلام توفیق طاعت داشته باشیم.

اما الفقه :

بحث در احکام التبنی که مربوط به کودک پرورشگاهی می باشد، بود. مقصود ما روش های محرمیت این فرزند به اعضای خانواده بود.

در یک نگاه کلی دو روش بود. اول رضاع بود که بیان شد و اقسام آن و شرائط آن هم بیان شد و بیان شد که در صورت وجود شرائط رضاع ، این روش جهت ایجاد محرمیت مناسب است.

لکن اگر امکان محرمیت از این روش نباشد چه اینکه مرضعه نباشد و یا اینکه کودک بالای دو سال باشد، در اینجا عقد نکاح مطرح می شود که به حسب تجربه، عقد نکاح موقت کاربرد دارد.

ب : اما روش دوم برای ایجاد محرمیت نسبت به فرزندخوانده عقد نکاح است که البته همانطور که بیان شد عمدتا مقصود نکاح موقت است.

این روش نیز مثل روش اول اقسام جداگانه ای دارد؛ لکن قبل از آنکه در فرض دوم وارد روش های آن شویم ابتدائاً و مقدمتاً نکته ای در رابطه با اصل این مساله عرض کنیم که مبنا و زیرساخت بحث محسوب می شود که آیا اساساً عقد نکاح صغیره، مخصوصا غیر ممیزه شرعا صحیح است یا خیر؟

معهود در ذهن این است که دختر باید رشیده باشد لکن در غیر این شرائط محل بحث و تامل است که برای دختر دو ساله چگونه باید عقد نکاح خوانده شود؟ رضایت این طفل چگونه حاصل شود؟

برخی از فقها با تصور اینکه صحت عقد نکاح متوقف بر تلذذ و استمتاع است و این امر در صغیره غیر ممیزه متمشی نیست فرموده اند اینچنین عقد نکاح از اساس باطل است فلذا برای ایجاد محرمیت در این چنین موارد از این طریق دوم باید دختر بچه در سنی باشد که اقلا قابلیت مراتب پایینی از تلذذ و استمتاع را داشته باشد مثلا این دختر بچه در سن 7، 8 سالگی بوده باشد. لذ این طیف از فقها نظرشان اینست که عدم محرمیت این بچه ها تا قبل از آن سن بلوغ مانعی ندارد و پس از آنهم که طبعا چون زمینه تلذذ و استمتاع در آن ها وجود دارد عقد نکاحشان صحیح است پس باید آن عقد نکاح در آن سن انجام شود و نه اینکه قبل از آن عقد نکاح واقع شود.

البته لازم به ذکر است که این استمتاع در فقه، مقصود فعل کذایی و مجامعت نیست بلکه همانطور که اشاره شد ادنی مراتب تلذذ و کمترین مقدار استمتاع کفایت می کند و همین مقدار در بحث فقهی کفایت می کند. لذا این عقد نکاح در همان زمان که در بستر امکان تلذذ واقع می شود انجام شود.

لکن به نظر ما

اولا چنین نیست که تا قبل از بلوغ به طور کلی عدم محرمیت این دختر بچه ها هیچ مانعی نداشته باشد چرا که ما بحمدالله قبلا در مبحث ستر و پوشش صبیان ثابت کردیم که در برخی از فرض ها و روابط مثل تقبیل یا تماس و دیدن، در برخی از حالات و بعضی از جاهای بدن دختر نابالغ و ممیز که مشرف به بلوغ است قطعا اشکالات خاص به خود را دارد.

ثانیا ، مضاف بر آنکه گاهی اوقات برای ایجاد محرمیت صبیه غیر ممیزه یک اغراض عقلایی وجود دارد که ممکن است بعداً آن اغراض حاصل نشود مثلا این آقا که دختر بچه را آورده، این صغیره را به عقد نکاح پدر خودش در بیاورد تا منکوحه اب شود و از این طریق محرم او باشد در حالی که اگر بخواهد چند سال دیگر منتظر بماند خوف آن را دارد که در آن زمان پدرش فوت کرده باشد و این فرصت مهم از دست برود.

ثالثا با اصل این ادعا که غرض اصلی نکاح تلذذ و استمتاع بوده باشد و صحت نکاح متوقف بر آن باشد موافق نیستیم؛ در واقع علت حکم، تلذذ نیست. اگر قصد اصلی، علت تامه باشد و حکم دائر مدار علت باشد این سخن وجیه است، لکن تلذذ علت حکم نکاح نیست بلکه شاید حکمت باشد. فلذا ما معتقدیم آنچه در لسان روایات این باب آمده که دلالت بر این معنا دارد یعنی غرض اصلی را تلذذ معرفی کرده است، این روایات را حمل بر مورد غالب میکنیم.

تذکر :

حرمت ازدواج ملازم با محرمیت نیست. یعنی اینطور نیست که اگر کسی نکاحش بر ما حرام بود، محرم ما باشد مثلا خواهر زن که حرمت نکاح دارد اما محرم نیست. لذا طبق همین مطلب مادرزن حرمت ازدواج دارد طبق آیه قرآن اما دلیل بر محرمیت نیست. در واقع ما هیچ دلیل نقلی بر محرمیت مادرزن پیدا نکردیم لکن به دلیل اجماع، سیره متشرعه و تسالم بین فقها، محرمیت مادرزن ثابت است.

البته برخی فرهنگ ها در مساله محرمیت مادرزن افراط و تفریط کرده اند و برخی خیلی آزاد هستند و برخی خیلی بسته که به نظر ما هر دو غلط است.

علی ای حال این مساله نکاح یک روش است که باید بررسی شود و چنین کودکی را از طریق ولی یا حاکم شرع می توان محرم کرد.

سال درس: 1404-1405
عنوان درس فایل صوتی فایل متنی
فقه خانواده