موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /ادامه بحث ثبوت عده در صور تلقیح مصنوعی
3) نسبت به زن شوهردار اگر اسپرم غیر شوهر به روش تلقیح مصنوعی در رحم او قرار داده شود آیا باید نسبت به شوهر خود عدّه نگه دارد؟اعتداد در لغت به معنای تربّص و تریّث و انتظار است که این معنا نسبت به افراد بیگانه و همسر متفاوت است. عده نگه داشتن نسبت به افراد بیگانه اینست که در زمان عده با آنها ازدواج نکند. اما عده نگه داشتن نسبت به شوهر اینست که استمتاع و نزدیکی شوهر از او در ایام عدّه جایز نباشد.اگر افراغ منی و تلقیح مصنوعی اسپرم اجنبی در رحم زن در حکم زنا بود میگفتیم که عده بر این زن واجب نیست به خاطر قاعده “لاحرمة لماء الزاني”[1] لذا این مسأله شبیه باب وطی به شبهه میشود که مشهور فقها در آنجا فرموده اند: اگر زن شوهرداری مورد وطی به شبهه واقع شد باید از شوهر خود عدّه نگه دارد و اجتناب کند.
مرحوم سید یزدی میگوید: تجب العدّة للوطء بالشبهة سواء كانت المرأة مزوّجة أو خليّة وإنّ عدّتها عدّة الطلاق.[2] عدّه برای وطی به شبهه واجب میشود چه زن شوهردار باشد و چه مجرّد و عدّه آن، عدّه طلاق است.پس شوهر باید از او اجتناب کند و زن شوهردار از او عدّه نگه دارد، بعد مرحوم سید یزدی این بحث را مطرح نموده که آیا شوهر باید از نزدیکی با او اجتناب کند یا از کلیه استمتاعات؟ ایشان در مسأله (4) این گونه فرموده: لا إشكال في عدم جواز وطئها للزوج في أيّام عدّتها للوطء بالشبهة، وهل يجوز له سائر الاستمتاعات أو لا؟ وجهان بل قولان من أنّها لم تخرج عن الزوجيّة ويحصل الغرض من العدّة وهو عدم اختلاط الأنساب بترك الوطء وأمّا الاستمتاعات الأُخر فلا دخل لها في ذلك، ومن أنّ مقتضى العدّة الاجتناب عنها مطلقاً، وهو الأحوط وإن كان الأوّل أقوى.[3]
ایشان فرموده: وجه اینکه مراد از عدّه اجتناب از خصوص نزدیکی و مقاربت باشد اینست که زن با وطی بالشبهة از زوجیت خارج نشده است و غرض از اعتداد، عدم اختلاط میاه و اشتباه نسب است که با ترک نزدیکی و مقاربت این غرض حاصل میشود لذا اقوی اینست که فقط از خصوص مقاربت اجتناب کند ولی بقیه استمتاعات بر او جایز است.
ولی در مقابل گفته شده که مراد از عده نگه داشتن زن، اجتناب از او به نحو مطلق است لذا باید از استمتاعات هم اجتناب نماید که این قول مطابق احتیاط است. منشأ اختلاف در این دو قول به اختلاف در روایات برمیگردد.
دسته اول: روایاتی است که از آنها استفاده میشود، وجوب عدّه در وطی بالشبهة به خاطر استبراء رحم است در نتیجه فقط خصوص وطی و مقاربت باید اجتناب شود مثل روایت امام باقر(ع): «سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ نُعِيَ إِلَيْهَا زَوْجُهَا فَاعْتَدَّتْ وَ تَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ فَفَارَقَهَا الْآخَرُ كَمْ تَعْتَدُّ لِلثَّانِي قَالَ: ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَ إِنَّمَا يُسْتَبْرَأُ رَحِمُهَا بِثَلَاثَةِ قُرُوءٍ وَ تَحِلُّ لِلنَّاسِ كُلِّهِم…»[4] از امام باقر(ع)درباره زنی پرسید که به او خبر مردن همسرش رسید و او پس از پایان عده با مردی دیگر ازدواج کرد، شوهر نخست او پس از مدتی پیدا شد و از او جدا گردید این زن چه مقدار باید عدّه نگه دارد؟ امام(ع) فرمود: سه قرء (پاکی) چه اینکه با آن میتوان از باردار نبودن و پاک بودن رحماش آگاه شد و آن گاه ازدواج با دیگران بر او حلال است.
مرحوم آیت اللّه خویی درباره این روایت میگوید: از روایت استفاده میشود که غرض اصلی از اعتداد، استبراء رحم است و استبراء رحم با اجتناب از وطی حاصل میشود نه با خودداری از سایر استمتاعات همچون نظر نمودن و تقبیل.[5]
دسته دوم: روایات، روایاتی است که از آنها استفاده میشود در زمان عدة مطلق استمتاعات ممنوع است و باید به طور کلی از زن اجتناب نمود؛ صحیحه محمد بن مسلم: «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع)قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ شَهِدَا عَلَى رَجُلٍ غَائِبٍ عِنْدَ امْرَأَتِهِ أَنَّهُ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتِ الْـمَرْأَةُ وَ تَزَوَّجَتْ ثُمَّ إِنَّ الزَّوْجَ الْغَائِبَ قَدِمَ فَزَعَمَ أَنَّهُ لَمْ يُطَلِّقْهَا فَأَكْذَبَ نَفْسَهُ أَحَدُ الشَّاهِدَيْنِ فَقَالَ لَا سَبِيلَ لِلْأَخِيرِ عَلَيْهَا وَ يُؤْخَذُ الصَّدَاقُ مِنَ الَّذِي شَهِدَ فَيُرَدُّ عَلَى الْأَخِيرِ وَ الْأَوَّلُ أَمْلَكُ بِهَا وَ تَعْتَدُّ مِنَ الْأَخِيرِ وَ لَا يَقْرَبْهَا الْأَوَّلُ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا»[6] . به امام باقر(ع)گفتم: دو نفر شاهد نزد زنی میآیند و شهادت میدهند که شوهرت شما را طلاق داده است و آن زن عده نگه میدارد و ازدواج میکند بعد شوهر او از سفر میآید و ادّعا میکند که او را طلاق نداده است، یکی از دو شاهد نیز اعتراف میکند که در شهادت خود دروغ گفته است. امام باقر(ع)فرمود: شوهر دوم حقّی نسبت به زن ندارد و از شاهد دروغگو مبلغ صداق دریافتی را میگیرند و به او میدهند و شوهر اول احق و أولی است که زن را به خانه خود ببرد لذا زن باید عدّه نگه دارد و شوهر اول حق ندارد به او نزدیک شود تا عدّه او به سر آید.
ظاهر روایت نهی از هر گونه استمتاع با زن است (لا یقربها) یعنی هیچ گونه استمتاعی از زن نبرد و کاملاً از او دور باشد.[7]
ولی آیت اللّه شبیری زنجانی در این باره میگوید با توجه به حکمتی که برای حکم به عده بیان شده است که جلوگیری از اختلاط میاه و اشتباه انساب است، به نظر نمیرسد لفظ (لا یقربها) ظهور در جمیع تمتعات داشته باشد و در آیه شریفه قرآن هم که میگوید: و﴿َلا تَقْرَبُوهُنَّ﴾[8] کنایه از عدم نزدیکی و مقاربت است.[9]
معتبره ابی بصیر: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّـهِ (ع) أَنَّهُ قَالَ فِي شَاهِدَيْنِ شَهِدَا عَلَى امْرَأَةٍ بِأَنَّ زَوْجَهَا طَلَّقَهَا أَوْ مَاتَ عَنْهَا فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ جَاءَ زَوْجُهَا قَالَ يُضْرَبَانِ الْـحَدَّ وَ يُضَمَّنَانِ الصَّدَاقَ لِلزَّوْجِ بِمَا غَرَّاهُ ثُمَّ تَعْتَدُّ وَ تَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا الْأَوَّلِ»[10] ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل میکند که حضرت درباره زنی که دو شاهد نزد او گواهی دادند که شوهرش مرده است و آن زن با مردی دیگر ازدواج کرد، سپس شوهر نخست او پیدا شد، فرمود آن زن در برابر بهره زناشویی که شوهر دوم از او برده است مهر خویش را طلبکار میشود، آن دو شاهد فریبکار حد میخورند ضامن مهر زن از سوی شوهر دوم خواهند بود چرا که او را فریفتهاند، آن نیز پس از گذراندن عده، نزد شوهر خویش باز میگردد.
در روایت آمده که بعد از انقضاء عده، زن باید به شوهر خود برگردد یعنی در زمان عده باید از هم دور باشند و از کلیه استمتاعات اجتناب نمایند.
ولی میتوان گفت عنوان (ترجع) هم کنایه از وطی و مقاربت است، چون (رجوع) یعنی بازگشت به زندگی زناشویی و ادامه ارتباط زناشویی که عادتاً این رجوع با مقاربت و نزدیکی محقق میشود.همان طور که عنوان (لا تقربوا) با تتبّع استعمالات عرب و روایات میتوان ادعا نمود که کنایه از وطی و مقاربت است در نتیجه مفاد دسته دوم از روایات هم اجتناب از مقاربت و نزدیکی است نه مطلق استمتاعات جنسی.
پس تا به اینجا به این نتیجه رسیدیم که در وطی به شبهه، زن باید از شوهر خود عدّه نگه دارد و عده نگه داشتن هم به معنای اجتناب و دوری از نزدیکی و مقاربت جنسی است.[11]
حال در محل بحث ما که تلقیح صناعی است حکم چگونه است؟اشکال شده که تلقیح مصنوعی ربطی به بحث وطی به شبهه ندارد چون در تلقیح مصنوعی مقاربت و نزدیکی وجود ندارد. ولی میتوان جواب داد که وقتی نفس افراغ منی را به عنوان مستقل موجب ثبوت عدّه دانستیم به دلیل اطلاقات “إنما العدة من الماء”[12] که در مجرد افراغ منی اعتداد ثابت است و تلقیح منی مرد اجنبی میتواند از وجه حلال به صورت اشتباه و یا از وجه حرام به صورت عمدی صورت پذیرد. لذا در هر دو مورد اطلاق (إنما العدة من الماء) اثبات عدّه مینماید، تنها مانعی که میتوان برای ثبوت عدّه تصور کرد، ادلهای است که میگوید ماء زانی احترام ندارد و عدّه ندارد و آن ادله هم که گفتیم شامل تلقیح مصنوعی نمیشود چون تلقیح مصنوعی، زنا نیست لذا به مقتضای اطلاقات و عدم وجود مانع، عدّه ثابت میشود و بعد از ثبوت عدّه حکم عدّه آن همان حکم عدّه وطی به شبهه است و احتمال فرق در آن داده نمیشود.[13]