
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی مساله ضرب صبیان و بررسی قصاص و دیه در آن
درس اخلاق روز چهارشنبه
طبع انسان مایل به اعتراض و غر زدن است. فتنه ها و مشکلات هم همیشه هست. علت اعتراض هم ناکامی و مشکلات است. اما چرا در برابر دشمن اصلی اعتراض نمی کنیم؟
دشمن اصلی ما نفس ماست که فرمود اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک[1]
این همه فرصت و امکانات وجود داشت، اما چرا باید اینقدر انسان خود را رها کند؟ در تربیت نفس چقدر کار کرده ایم؟
در فقه ثابت شد اگر ناهنجاری در فرزند بود، ولیّ حق تعزیر دارد اما نفس انسان چه زمانی تربیت خواهد شد؟
برای نفس خودمان چقدر اعتراض کردیم و نسبت به هوای نفس خود چقدر غر زدیم؟
اعتراض و شکایت از هوای نفس انسان را آرام می کند ولی اعتراض به زمین و زمان ناآرامی برای خاطر انسان می آورد.
امیدوارم خداوند متعال کمک کند تا نفس را تربیت کنیم که البته کاری بسیار سخت است که از هر دری وارد شویم از در دیگر نفس رها نمیکند.
اما الفقه :
سخن در بررسی حکم دیه و ضمانت در فرض رخداد آسیب جدی و جراحت در صبیان بود که در جلسه سابق ثابت شد که اگر این آسیب از سر افراط نباشد و در فرض غیر متعارف نباشد و عند التادیب تمام تلاش و زحمت و دقت رعایت شده لکن به هر دلیل به جهت شرائطی که در خود صبی بوده و بیماری های پنهان ناخواسته این آسیب رخ داده است، بر خلاف فرض افراط در تعزیر، در این فرض هیچ ضمانت و دیه ای ثابت نیست.
دو دلیل اشاره شد که دلیل اول بررسی و تکمیل شد.
ب : روایات باب
اما دلیل دوم اخبار باب است که سه روایت به عنوان دلیل قابل تمسک است.
روایت اول :
روایت سکونی از امام صادق علیه السلام که از قول امیرالمومنین علیه السلام نقل فرمودند.
بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع أَلْقَى صِبْيَانُ الْكُتَّابِ أَلْوَاحَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ لِيَخِيرَ بَيْنَهُمْ فَقَالَ أَمَا إِنَّهَا حُكُومَةٌ وَ الْجَوْرُ فِيهَا كَالْجَوْرِ فِي الْحُكْمِ أَبْلِغُوا مُعَلِّمَكُمْ إِنْ ضَرَبَكُمْ فَوْقَ ثَلَاثِ ضَرَبَاتٍ فِي الْأَدَبِ اقْتُصَ مِنْهُ.[2]
وجه استشهاد به این روایت نیاز به دقت خاص دارد. ما از این روایت در مباحث اصل جواز تعزیر دانش آموزان استفاده کردیم.
در این روایت محل احتجاج مفهوم روایت می باشد (نه منطوق آن) که مفهوم روایت دلالت دارد بر اینکه اگر ضرب و تعزیر قبل از مرحله مجاز بوده باشد یا به عبارت دیگر اگر ضرب و تعزیر به صورت متعارف و استاندارد بوده باشد قصاص نخواهد داشت.
به عبارتی حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید به معلم خبر دهید که اگر بیش از سه ضربه بزند، قصاص خواهد شد.
که این قصاص در ذیل روایت در فرض تعدی از تعداد مشخص شده است که البته این تعداد به نظر ما کما اینکه بیان آن گذشت مفهوم ندارد و موضوعیت ندارد. لذا به نظر ما این روایت در مقام اثبات قصاص در فرض افراط است.
بنابراین منطوق روایت محل استشهاد ما نیست چون خارج از بحث ما نحن فیه است. لذا به مفهوم باید استشهاد کرد.
روایت دوم :
روایت حسن بن صالح ثوری :
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ الثَّوْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ مَنْ ضَرَبْنَاهُ حَدّاً مِنْ حُدُودِ اللَّهِ فَمَاتَ فَلَا دِيَةَ لَهُ عَلَيْنَا …[3]
(به سند مذکور از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که همیشه می فرمود : هرکس را ما به عنوان حدی از حدود الهی بزنیم و در اثر این حد از دنیا برود دیه ای بر ما نیست.)
این روایت شامل فرض افراط نمی شود چرا که اولا این ضرب نسبت به خود امیرالمومنین علیه السلام داده شده است و همچنین سابقا ثابت شده است که در صورت افراط دیه و قصاص ثابت می شود. بنابراین فرض عدم افراط ثابت است و طبق این روایت شریف در صورت موت شخص مجرم دیه و به طریق اولی قصاص جاری نمی شود.
در اینجا حد اعم از تعزیر می باشد چرا که بالاخره هر دو به امر شارع است و در راستای تحقق اهداف شارع مقدس می باشد فلذا اینجا مناطا حد و تعزیر مشترک می باشند و همانطور که صریح روایت دلالت داشت در جایی که اجرای حد الهی و یا تعزیر که البته به صورت متعارف محقق شده است منجر به حادثه ای شود دیه و قصاصی ثابت نخواهد بود.
روایت سوم :
روایت معلی بن عثمان از امام صادق علیه السلام
جَعْفَرُ بْنُ بَشِيرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : … وَ مَنْ قَتَلَهُ الْقِصَاصُ أَوِ الْحَدُّ لَمْ يَكُنْ لَهُ دِيَةٌ.[4]
(به سند مذکور از امام صادق علیه السلام : … هر کس به سبب قصاص و یا حد شرعی کشته شود، دیه ای بر او نیست)
قصاص همیشه به سبب قتل نفس نیست بلکه گاهی اوقات قصاص به سبب جرح مثل کور شدن ثابت می شود و مجرم باید کور شود و قصاص شود.
بنابراین روایت شریفه، مودب چنانچه تعزیر و تادیب کند با قید احسان و محسن بودن، و آسیب وارد شود دیه و به طریق اولی قصاص ثابت نیست.
خلاصه اینکه بر اساس این روایات معلوم می شود که در اجرای حدود و تعزیرات الهی به شرط آنکه افراطی نبوده باشد و شرائط کاملا متعارف بوده باشند بر مجری آن حدود و تعزیرات هیچ قصاص و دیه ای ثابت نخواهد بود. بنابراین در ما نحن فیه هم اگر شخص مودب (چه پدر باشد و چه نماینده حاکم شرع باشد و چه معلم باشد) حین تادیب حادثه ای رخ بدهد که ناخواسته بوده باشد بدهکار دیه و قصاص نخواهد بود. فثبت المطلوب
جمع بندی بحث :
مودب یا افراط دارد در تعزیر و تادیب
یا افراط ندارد در تعزیر و تادیب
چنانچه همراه افراط باشد حتما دیه دارد و قصاص می شود.
چنانچه افراط نباشد، دیه ندارد و قصاص نمی شود.