
موضوع: فقه الاسره/احکام الصبیان /بررسی روش های محرمیت فرزندخوانده
بیان شد که در روش دوم ایجاد محرمیت برای فرزندخوانده از نظر برخی از فقها شبهه اساسی وجود دارد که به همین جهت عده ای از فقها از این روش صرف نظر کرده اند. شبهه مذکور این بود که هدف اصلی از نکاح تلذذ ئ استمتاع است و لذا در فرزند صغیره تلذذ و استمتاع به نحو حداقلی و ادنی مراتب آن قابل انجام نیست. لذا با همین شبهه معتقد شدند که عقد نکاح را در سنین نزدیک به بلوغ بخوانند تا قصد اصلی محقق باشد.
به نظر ما این نظریه تمام نبود که سه جواب بیان شد که اولا صبی نابالغ هم در مواردی برای ستر و نظر محدودیت دارد که بیان آن در مباحث مربوط به آن بیان شده است. ثانیا چه بسا عدم عقد نکاح با غرض عقلایی در این سن، منجر به از بین رفتن این روش در سالهای بعدی شود.
ثالثا استمتاع و تلذذ هم علت تامه نیست. از چه جهت علت تامه نیست؟ به این جهت که لسان روایات از علیت قاصر است و نهایتا بیان مورد غالبی است.
یعنی در غالب موارد نکاح غرض اصلی تلذذ و استمتاع است نه آنکه این غرض، علت تام و اصلی و دائمی بوده باشد چرا که در این صورت مستلزم آن است این امر تلذذ و استمتاع علت تشریع نکاح باشد و حال آنکه علت بودن آن اول کلام است و چه بسا حکمت حکم باشد به قرینه موارد نقضی که میتوان به ان احتجاج کرد مثل نکاح با عجوزه کبیره ای که بشدت ضعیف و نا توان است و حتی بیمار است به گونه ای که احدی از اهل عرف هیچ قصد تلذذ و استمتاع از او ندارد و بلکه چه بسا بالعکس متنفر باشد ولی در عین حال ممکن است که به یک غرض صحیح عقلائی شخصی حاضر باشد با او عقد نکاح داشته باشد و این نکاح هم در همین شرائط به اتفاق جمیع فقها صحیحاست و احدی ان را منع نکرده پس معلوم می شود که تلذذ و استمتاع در نکاح علت تام برای صحت عقد نمی باشد بلکه همان حکمت می تواند باشد و انچه که در لسان برخی روایات در این رابطه اشاره شده است باید آنها را حمل بر مورد غالبی کنیم.
اینک بر اساس این مبنا و سیر استدلالی بیان شده ما معتقدیم در صورتی که :
1 – غرض صحیح عقلائی (مثل ما نحن فیه) در نکاح صغیره باشد
2 – اینچنین عقدی مفسده برای صبیه نداشته باشد
3 – مصلحت این نکاح توسط ولی یا حاکم شرع احراز شود
با این سه شرط از نظر ما نکاح صغیره جایز و مشروع است.
حال در ما نحن فیه شرط اول موجود است که هدف ایجاد محرمیت برای فرندخوانده با اعضای خانواده است.
همچنین مفسده نباشدو یعنی طوری نباشد که بعدا سوء استفاده شود و منجر به افضاء شود.
شرط سوم هم باید محقق باشد که ولی فرزند یا حاکم شرع مجوز بدهد برای این نکاح و چنانچه هدف خانواده ای صرفا داشتن بچه است تا دهان مردم را ببندند، چنین فرضی بدون مصلحت است و ممکن است برای این کودک مشکلاتی ایجاد کند.
راه حل مساله بر اساس مبنای فقهای گروه اول:
چنانچه کسی در سه پاسخ مذکور خدشه ای داشته باشد و بر فرض قبول مبنای این عده اندک از فقها ، بازهم یک راه حل وجود دارد و آن اینست که این دختر دو ساله را به عقد نکاح موقت ده ساله دربیاورند که قهرا در سالهای اخر این دوران، امکان تلذذ محقق است ولو اینکه فعلیت نداشته باشد و در آینده محقق شود. بنابراین این دختر دو ساله، شش سال دیگر قصد تلذذ نکاح برای او محقق و ممکن است و لذا در این فرض عقد تمام و محرمیت حاصل است.
نکته :
بعد از حصول محرمیت چهارگانه(داماد بر عروس و مادر زن؛ عروس بر شوهر و پدر شوهر)، در صورت انفصال محرمیت عروس و داماد، محرمیت داماد بر مادر زن و عروس بر پدر زن منفصل نخواهد شد و ابدا محرم خواهند بود.
روش های محرمیت از طریق نکاح :
اینک بر اساس مقدمات مذکور و سیر استدلالی و مبنایی که حصل شد در روش های عقد نکاح برای ایجاد محرمیت ولد متبنی نسبت به ان زن و مرد میگوییم در این دو فرض کلی وجود دارد.
الف : جایی که ولد متبنی دختر بچه باشد که قهرا باید رابطه محرمیت او با مرد خانواده حل شود که در اینجا سه روش کلی وجود دارد.
1 – منکوحه اب شود. یعنی این دختر بچه به عقد موقت پدر این مرد خانواده در بیاید یا به عقد پدر بزرگ دربیاید در این فرض چون این دختر بچه زن بابا محسوب می شود جزء محارم مرد خانواده خواهد بود.
2 – حلائل ابنائکم باشد. این دختر بچه به عقد موقت پسر یا نوه از جنس پسر این مرد دربیاید که می شود عروس این خانواده و محرم خواهد بود.
3 – مادر این دختر بچه اگر مجرد باشد، مرد با مادر این دختر بچه عقد کند و مجامعت برقرار کند تا محرمیت حاصل شود. در این فرض محرمیت تحت عنوان ربیبه محقق خواهد شد.
روش دوم و سوم کمتر اتفاق می افتد.
ب : جایی که ولد متبنی پسر باشد که باید با مادر این خانواده محرم شود.
در این فرض نمی توان این پسر بچه به نکاح والده این زن دراورد تا این زن ربیبه ولد متبنی شود زیرا در خصوص این رابطه محرمیت مساله مجامعت شرط و معتبر است در حالی که در ما نحن فیه به جهت صغر سن این پسر بچه، این امر ممکن نیست فلذا این روش در بحث ما منتفی است.
2 – این خانواده دختر داشته باشد (چه بی واسطه که دختر بلافصل باشد، چه با واسطه که نوه باشد) و این دختر بالغه یا نابالغ باشد، اگر این پسر بچه به عقد این دختر در بیاید ، طبعا صهر و داماد خانواده است و محرم می شود به مادر این خانواده.